تبليغاتX
يادد اشت های الياس

يادد اشت های الياس

 

چرا ميگن طرف مثل بچه خوابش برده در حاليکه بچه ها هر دو ساعت يک بار از خواب بيدار مي شن و گريه مي کنن؟

 

چرا وقتي باطري کنترل تلويزيون تموم مي شه دکمه هاي اونو محکمتر فشار ميديم؟

 

چرا براي انجام مجازات اعدام با تزريق آمپول سمي، از سرنگ استريل استفاده مي کنن؟

 

چرا تارزان ريش و سيبيل نداره؟

 

چرا خلبان هاي کاميکازي از کلاه ايمني استفاده مي کردن؟

(توضيح: خلبانان ژاپني در جنگ جهاني دوم، كه هواپيماي خودشون رو به ناوهاي آمريكايي مي كوبيدن. يه چيزي تو مايه هاي حسين فهميده ژاپني!)

 

آيا ميشه زير آب گريه کرد؟

 

چطور ممکنه که انسان اول به فضا سفر کرد و بعدا به فکرش رسيد که زير چمدون چرخ بذاره؟

 

چرا مردم وقتي مي خوان بپرسن ساعت چنده به مچ دستشون اشاره مي کنن ولي وقتي مي خوان بپرسن دستشويي کجاست به پشتشون اشاره نمي کنن؟!

 

چرا گوفي روي دو پا راه ميره ولي پلوتو روي چهار دست و پا، مگه هردوشون سگ نيستن؟!

 

اگر روغن ذرت از ذرت تهيه ميشه و روغن سبزيجات از سبزيجات، پس روغن بچه از چي تهيه مي شه؟!

 

تا حالا توجه کرديد که اگر در صورت سگ ها فوت کنيد ديوونه مي شن ولي اگر با ماشين بيرون برن دوست دارن سرشونو از پنجره بيارن بيرون؟!

 

300

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم مرداد 1387ساعت 11:4  توسط elias  | 

بيا ببين چه جوری ذهن این بچه منحرفه بابا جلوی این بچه هاتونو بگيرين این مايکل خطری ها از ما گفتن بود!!!

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم تیر 1387ساعت 23:33  توسط elias  | 

+ نوشته شده در  جمعه هفتم تیر 1387ساعت 16:42  توسط elias  | 

سلام فاحشه

تعجب کردی!؟... میدانم در کسوت مردان آبرومند، اندیشیدن به تو رسم ، و گفتن از تو ننگ است ! اما میخواهم برایت بنویسم

شنیده ام، تن می فروشی، برای لقمه نان ! چه گناه کبیره ای…! میدانم که میدانی همه ترا پلید می دانند، من هم مانند همه ام

راستی روسپی! از خودت پرسیدی چرا اگر در سرزمین من و تو، زنی زنانگی اش را بفروشد که نان در بیارد رگ غیرت اربابان

بیرون می زند !!اما اگر همان زن کلیه اش را بفروشد تا نانی بخرد و یا شوهر زندانی اش آزاد شود این «ایثار» است ! مگر هردو

از یک تن نیست؟ مگر هر دو جسم فروشی نیست؟

تن در برابر نان ننگ است

بفروش ! تنت را حراج کن… من در دیارم کسانی را دیدم که دین خدا را چوب میزنند به قیمت دنیایشان

شرفت را شکر که اگر میفروشی از تن می فروشی نه از دین

شنیده ام روزه میگیری،

غسل میکنی،

نماز میخوانی،

چهارشنبه ها نذر حرم امامزاده صالح داری،

رمضان بعد از افطار کار می کنی،

محرم تعطیلی

من از آن میترسم که روزی با ظاهری عالمانه، جمعه بازار دین خدا را براه کنم، زهد را بساط کنم، غسل هم نکنم، چهارشنبه هم به

حرم امامزاده صالح نروم، پیش از افطار و پس از افطار مشغول باشم، محرم هم تعطیل نکنم!

فاحشه!!!… دعایم کن
+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم خرداد 1387ساعت 12:19  توسط elias  | 

عجب جالبه ! همينه که میگن هر جا رو که بگردی ردپايی از آمريکايه جهان خوار میبينی همينه ديگه این شيطان حتی دار عکس ها هم دست میبره راستی بی دليل هم نيست که اسم این روزنامه رو گذاشتن ابتکار آفرين به این ابتکار!!!

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم خرداد 1387ساعت 10:34  توسط elias  | 

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم خرداد 1387ساعت 10:25  توسط elias  | 

حالا چرا اینقدر شلوغش میکنين يه اشتباهی شده تموم شده رفته ديگه بار ديگه به جای وان از حموم يا توالت استفاده میکنن مشکلی نداره که ¿¿¿

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم خرداد 1387ساعت 10:18  توسط elias  | 

۱- منظور از اين جمله چيست: " از بين قطبي و قلعه نويي، دايي سرمربي تيم ملي شد !!! "

الف) قطبي، دايي قلعه نويي است !

ب) قطبي بعلاوه قلعه نويي تقسيم بر 2 ميشود دايي !

ج) دايي قطبي، بين قلعه نويي است !

د) دايي يکي از اين دو نفر بين آن ديگري است !!!

 

۲- نام داور مجارستانی در بازي تاريخي ايران استراليا: ساندرو ......

الف) خيابان

ب) پل

ج) زير گذر

د) علي دايي !

 

۳- اين مصرع را کامل کنيد: " آن به که کار خود به ....... رها کني "

الف) غياثي

ب) افشاريان

ج) عنايت

د) علي دايي !

 

۴- پيتر ..... دروازه بان اول تيم چلسي.

الف) برات !

ب) سفته

ج) چک

د) اوراق مشارکت فاز سوم نيروگاه پارس جنوبي قابل انتقال به غير !!!

 

۵- نام دقيق بازيکن پرسپوليس کدام گزينه است ؟

الف) واحدي نيکبخت

ب) نيکبخت واحدي

ج) نيکي واحدبخت

د) نيواکبحدبختي !

 

۶- ...... ونبلز مربي مشهور انگليسي که استرالياي 97 را مقابل ايران هدايت کرد.

الف) تري

ب) تترا

ج) هگزا

د) بيکربنات سديم !

 

۷- بنظر شما کداميک از فرآيندهاي زير زمان بيشتري نياز دارد ؟

الف) درد دل کردن دو تا خانم !

ب) تکميل جدول مندليف

ج) براندازي يک حکومت

د) انتخاب رئيس فدراسيون فوتبال !

 

۸- ...... زبان رسمي مردم پاکستان است.

الف) اردو

ب) کمپ

ج) سالن سرپوشيده !

د) بازي تدارکاتي !

 

۹- نام خواننده ترانه معروف " در گوش من گفت؛ چي گفت‌ ؟! " چيست ؟

الف) عهديه کريمي !

ب) ايرج کريمي !

ج) سوسن کريمي !

د) نیکی کریمی !!!

ه) عارف کريمي !

و) الهه کريمي !

ز) دلکش کريمي !

حمید محمدی
+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1387ساعت 13:14  توسط elias  | 

خب ایشالا کی لامبادا؟ عمو فیروز!!

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387ساعت 10:15  توسط elias  | 

باز حداقل کتاب مفیدیه !! بهتر از اینه که کتابهامون کتابخانه ها مون رو مزین کنه!!

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387ساعت 10:8  توسط elias  | 

بابا چه فرقی میکنه؟ همه جای این خاک سرای من است !! زیاد سخت نگیر!!

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387ساعت 9:52  توسط elias  | 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387ساعت 9:47  توسط elias  | 

مقدم میهمانان و بازدیدکنندگان را گرامی می داریم به شرطها و شروطها!!

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387ساعت 9:44  توسط elias  | 

این روزها که نمایشگاه بین المللی کتاب تهران درحال برگزاری است و رسانه های رسمی دولتی از حضور میلیونی مردم با فرهنگ ایران در این نمایشگاه سخن می گویند ، بهتر است دوباره به این بیاندیشم که آیا مردم ایران مردم با فرهنگی هستند ؟
اصولا فرهنگ در همه جای دنیا شاخصه ها و پارامتر های اندازه گیری مشخصی دارد و شاید یکی از مهمترین پارامترهای بررسی میزان فرهنگ در جوامع ، مقایسه آماری شاخص مطالعه و تیراژ کتاب در این کشورها است .
با قاطعیت می توان گفت که ایرانی ها کتاب نمی خوانند ! براساس اعلام رئیس سازمان کتابخانه ملی ایران، هر شهروند ایرانی در شبانه‌روز تنها دو دقیقه از وقت خود را به خواندن کتاب اختصاص می‌دهد که این میزان در مقایسه با کشورهای توسعه یافته همانند ژاپن و یا انگلیس که سرانه مطالعه در حدود 90 دقیقه در روز است و یا در مقایسه با کشورهای در حال توسعه ای همانند ترکیه یا مالزی که این عدد نزدیک به 55 دقیقه در روز است ، سرانه مطالعه در ایران چیزی در حد فاجعه است !
آری ! مردم با فرهنگ ایران کتاب نمی خوانند ! در مقایسه با کتابخانه ها ، ورزشگاه ها، آرایشگاه ها، گیم نت ها، مناطق گردشی و ... شلوغ و پرترافیک هستند. مردان سرزمین با فرهنگ ایران زمین، قلیان را بر کتاب ترجیح می دهند و فاجعه آمیز تر از سرانه مطالعه در ایران ، سرانه تیراژ کتاب در ایران است ! سرانه تیراژ کتاب در ایران نزدیک به 2000 کتاب برای هر عنوان است که این آمار در کشوری همانند مصر 70 هزار کتاب برای هر عنوان است !
اما برای من آنچه که جالبتر به نظر می رسد آن است که اصولا چرا حضور یک میلیون نفر در نمایشگاه کتاب تهران ، شاخصه فرهنگ در جامعه ایران به شمار می رود . تصور می کنم که حرکت های توده وار و میزان بازدید از یک نمایشگاه هیچگونه ارزش آماری ندارد . اما متاسفانه همانطور که حضور میلیونی در راهپیمایی ها را مسوولان حکومتی ایران نشانه رفراندوم و تایید سیاست های جاری تعبییر می کنند ، حضور پر شور در نمایشگاه و ترافیک های اطراف محل برگزاری نمایشگاه را هم نشانه با فرهنگی مردم ایران می دانند !
اما اگر بخواهیم بی پرده سخن بگوییم ما ایرانی ها چندان مردمان با فرهنگی نیستیم چون در شبانه روز فقط 2 دقیقه زمان برای مطالعه صرف می کنیم . اگر ملاک با فرهنگی مردم ایران همین ابنیه ها و آثار تاریخی باقی مانده از گذشته است که باید گفت ما ایرانی ها مردمان با تاریخی هستیم و نه با فرهنگ !
اصولا ملتی که کتاب نمی خواند در مرداب نا آگاهی و بی فرهنگی فرو می رود و در گذشته خود درجا می زنند. بحران توسعه در ایران رابطه مستقیم با کتابخوانی ایرانیان دارد . چگونه می تواند جامعه ای پیشرفت کند در حالی که مردمان آن زحمت اندیشیدن و مطالعه را به خود نمی دهند؟ متاسفانه واقعیت این است که مغز ایرانی ها سالهاست که زنگ زده است !
اما دلیل این عدم مطالعه چیست ؟ شاید به نوعی می توان گفت که ما ایرانی ها دارای فرهنگ شفاهی هستیم ، اما متاسفانه تعبیر دیگر داشتن فرهنگ شفاهی آن است که ما ایرانی ها فقط حرف می زنیم ! در تمامی این سالها هرگاه که صحبت از توسعه پایدار و لزوم توجه بیشتر به توسعه فرهنگی و اجتماعی به عنوان زیر بنای توسعه سیاسی شده است ، همه این شعارها تنها در حد حرف باقی مانده است .

 www.panjerehh.blogfa.com

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387ساعت 9:36  توسط elias  | 

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم اردیبهشت 1387ساعت 14:30  توسط elias  | 

کارشناس صنايع مهمات که خوبه بعد از برد های فوتبال آتيش بازی به راه است ديگه! کارشناس امور بين الملل هم که هست پس روابط ما با فيفا هم روز به روز بهتر میشه رييس تخلفات اداری هم هستند پس ديگه کسی نمیتونه تخلفی بکنه مدیر عامل ایساکو هم که بوده پس پاداش بعد از برد هم معلوم شد بوغ سمند يا کارت طلايی امداد خودرو خيلی خوبه تمام فاکتور های يه مدير ورزشی رو داره   مشکلتون باهاش چيه؟؟

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم اردیبهشت 1387ساعت 14:24  توسط elias  | 

بابا خب جملتون اشکال داشته شايد مردم فکر کردن که نبايد چادر بزنن مثلا فکر کردن که در چنين جايی بايد از مانتو و يا مقنع استفاده کنند يا شايد فکر کردن که نبايد چدر رو زد يا شايد بسيار چيز های ديگر!!

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم اردیبهشت 1387ساعت 22:48  توسط elias  | 

این بلاگ دارای بیش از ۳۰۰ عکس هست لطفا از ازشیو بلاگ نیز دیدن فرمایید  و برای با خبر شدن از اپ شدن بلاگ این id را در یاهو اد کنید           elias200020001

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم اردیبهشت 1387ساعت 15:32  توسط elias  | 

بابا دم شما ایرانی ها گرم می تونم بپرسم چیزی هست که کپی نکنید !  همین مک دونالد مونده بود که اون هم .... 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم فروردین 1387ساعت 13:42  توسط elias  | 

اصلا بعيد نيست علی دايی يه روزی رييس جمهور يا پادشاهی چيزی بشه! راستی فرض کنيد اگه پادشاه بشه کيا رو میزاره زير دستاش میثاق معمارزاده رييس سازمان تربيت بدنی و از اونجايی که دل خوشی از شيث رضايی ندره فکر کنم بزرتش رييس تدارکات برای سرگرم شدن خدش هم فکر کنم فيروز کريمی رو بکنه مليجک!! نظر شما چيه¿

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم فروردین 1387ساعت 12:57  توسط elias  | 

آفرين اینجوری خيلی خوبه هم زيرنويس میکنيم فيلم رو هم نواقص فيلم رو بر طرف میکنيم شايد هم کسانی که فيلم را زيرنويس کردند رفتند در بهشت زهرا دنبال يارو!! بعيد نيست

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم فروردین 1387ساعت 12:46  توسط elias  | 

داش علی منصور تو هم؟نباید که عینک بزاری باید یه پوستیژ بزاری بری بیرون نه عینک!مگه چند تا کچل تو تهران است که یکیش داش علی منصور خودمون نباشه!!

 

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم فروردین 1387ساعت 11:55  توسط elias  | 

به به به به به این میگن آزادی انديشه آزادی بيان آزادی تفکر گفتگوی تمدن ها و از این جور صحبت های به ظاهر روشنفکرانه!!!

 sina hashemi nasab

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم فروردین 1387ساعت 0:10  توسط elias  | 

آقا هر وقت صاحابش اومد خبرم کن!!

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم فروردین 1387ساعت 23:56  توسط elias  | 

عکس زياد واضح نيست ولی اگه عکس را در صفحه ديگری باز کنيد متوجه جريان میشيد!

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم فروردین 1387ساعت 12:32  توسط elias  | 

جدا اینقدر مهمه که کل مجلس فيفا رو ول کردين چسبيدين به 10 سانت پارچه روی پيرهنش(کراوات) !!

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم فروردین 1387ساعت 23:57  توسط elias  | 

رسما تلویزیون خانه ما مدتیست تعطیل شده. تقریبا هیچکس به فکرش خطور نمی کند که می شود تلویزیون را روشن کرد. همین هم عاملی است که از دنیای تلویزیون و سریالها و فیلمهای نوروزی و غیر نوروزی در امان مانده باشم.
اما مسئله اینجاست که این سالها سریالهای مناسبتی بسیار زیاد شده و کانالهای تلویزیونی با تبلیغات پیشینی تلاش زیادی برای رقابت و جذب مخاطب به راه می اندازند. امسال هم همین مسئله رواج داشت. در این میهمانی ها و دید و بازدید ها و در این سفر دو سه روزه به اصفهان، شیرفهم شدیم که طبق معمول سریال مهران مدیری جا باز کرده و دیدنی است. دلیلش استعداد نویسندگان و کارگردانش است یا زمان خوب پخشش، خیلی مهم نیست. مهم اینجاست که تقریبا همه را به دنبال کردن این مجموعه علیرغم شلوغی دید و بازدیدی ترغیب کرده است.
برای کم نیاوردن هم که شده به این پایگاه سر زدم. اصولا دست آدم را برای بی خبر نماندن از سیما باز گذاشته و تا یکماه می شود همه برنامه های پخش شده را در آن رصد کرد. من هم سه چهار قسمتی از این مرد هزار چهره را دیدم. بیشترین عامل برای علاقمندی به دنبال کردن سریال حواشی آن بود.
مثلا طبق معمول همیشه، اولین چراغ شکایت را ثبت احوال شیراز از این سریال روشن کرد. فکر کنم جماعت محترم پزشکان، که اصولا دست شکایت کردنشان خیلی خوب است گروه دوم شوند. البته نیروی انتظامی هم پایش کشیده شده. حالا نمی دانم گروه های بعدی شکایت کننده چه کسانی هستند.
تکه کلام مهران مدیری در این سریال و مشابهت آن با تشویق شناخته شده در اذهان مردم، از مهمترین حواشی این سریال بوده است، که حتی گمانه زنی هایی را برای ادامه پخش آن در افواه عمومی ایجاد کرده است.
البته باید فراموش نکنیم و حواسمان باشد که میزان نقد پذیری و ظرفیت شوخی در میان ما ایرانیان خیلی بالا نیست.

sahel-e-salamat

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم فروردین 1387ساعت 13:4  توسط elias  | 

آقای قاليباف دستت درد نکنه شما هم با نامحرم دست!!!

 

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم فروردین 1387ساعت 12:57  توسط elias  | 

داش اکبر جوونی ها خوش تيپ بودی ها نه مثل الان که به هر کاره ای شبيه هستی جز مربی فوتبال راستی اون موقع هم قمپز در میکردی که اگه فلن اتفاق افتاد خدم رو از برج میلاد میندازم پايين آها راستی اون موقع که برج میلاد نبوده!!

 

+ نوشته شده در  شنبه دهم فروردین 1387ساعت 12:25  توسط elias  | 

سدی به نام فيروز کريمی بين بازيکنان و مردم!!

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386ساعت 13:14  توسط elias  |